کاتلین مورفی ستون: ما در همه برش برای زوم

من همیشه اجتناب ویدئو کنفرانس. من حتی به طور کامل مطمئن شوید که چرا من فقط می دانم که با آب و تاب و بی دست و پا به معنی از برگزاری یک مکالمه بیش ویدیو من در هر زمان. در اواخر شوهر من استفاده می شود به سفر زیادی برای کار خود را. او در دنیای کسب و کار که در آن جلسات آنلاین و تلفن کنفرانس بودند بخشی از بازی است.

او فکر کرد که آن را خوب خواهد بود اگر زمانی که او به نام من از راه ما می تواند هر یک از دیگر. من ظاهرا مخالف آن را به عنوان او را در زمان پنج سال برای گول زدن من به یک تماس تصویری. ما صرف 15 دقیقه صحبت کردن. در آن دوره زمانی به من گفت: “می گویند که دوباره” و “ببخشید شما” و “Ope!” بیشتر از من تا به حال در سال گذشته است. وجود دارد بسیاری از عصبی شده giggling مانند من در تاریخ اول. با شوهرم.

“عزیزم من در اینجا” او با صبر و حوصله بیش از یک بار گفت که من چشم به ناچار زیرفشار بازگشت به مربع کوچک در گوشه ای. آن برگزار شد جذاب tiny نسخه خودم انجام همه چیز من انجام شده بود. من منحرف خودم.

او لطف متوجه شدم او درخواست چیزی است که من فقط می توانم تحویل و خواسته به صحبت با بچه ها. آنها در چشم-نورد مرحله پس از آن و تا به حال نیز پذیرفته پدر خود درخواست تماس تصویری پنج سال قبل از, بنابراین من تعجب نیست که دو نفر از آنها کهنه به صفحه نمایش و گفت: “فقط تماس بعدی او در زمان پدر. که دردناک بود.” شوهر من همیشه خوب بود فقط که.

ما هرگز صحبت از ویدئو کنفرانس دوباره.

2020 به حال ایده های دیگر. کار من منتقل حاضر به عنوان بسیاری انجام داد و من خودم را در موقعیت یا ویدئو کنفرانس و یا … و … هیچ ایده آنچه که قرار بود در محل کار.

با اکراه من وارد شده در روز اول. من آمادگی خودم را با تماشای یک طنز تصویری که طبقه بندی انواع مختلف از ویدئو کنفرانس با مردم. من آموخته بودند “پس زمینه” مردم (مورد علاقه من است که صحبت کردن در پس زمینه سر از “دفتر”), “واکر” (من بیماری حرکت تماشای آنها) و “پدر و مادر” — بنابراین تعریف شده چرا که آنها به صورت ویدئو کنفرانس در گنجه. نزدیک که من می توانم بگویم که من که قرار بود به یک “ثابت آبخوری” — که کسی که به طور مداوم تا به حال یک فنجان قهوه و یا آب بطری اوج برگشت در مقابل چهره من.

اولین چیزی که متوجه شدم این بود که ویدئو کنفرانس در یک گروه بزرگ احساس متفاوت تر از one-on-one video calls. هنگامی که من وارد سایت من می گویند سریع “سلام!” سپس قطع من میکروفون و مخلوط را به پس زمینه تا زمانی که من تا به حال چیزی برای گفتن. این زمان دور تداخل و برای من اما آن را نیز ارائه شده و من بی صدا.

سپس من باشگاه کتاب آنلاین رفت. پس از غم و اندوه من گروه پشتیبانی. در نهایت حتی نوشتن من گروه به طور طبیعی درونگرا و بیمار, مردم طبیعت, تصمیم آنها خسته از انتظار و به نام برای زوم نشست. من تا به حال به یاد بگیرند به صحبت می کنند.

معلوم شد من فقط نیاز به تمرین. آن را قطعا سخت تر برای ارزیابی حالات چهره و رفتار در حالی که ویدئو کنفرانس, اما من بهتر برای تماشای آنها. من می توانم پنهان مربع کوچک از خودم من نه چندان پریشان. و من نه به عنوان خود-آگاه باشید از تمام بار من می گویند: “جز” و “Sorry, پیش بروید.” آنها هنوز هم رخ می دهد و ذهن شما را. من یک آس نشده است. من فقط از ذهن نیست ،

خانواده من — هیچ یک از آنها تلفن مردم با یک استثنا — در نهایت تصمیم گرفت از آنجایی که ما نمی خواهید به قادر به دیدن هر یک از دیگر در حالی که بهتر است ما به راه اندازی چند زوم جلسات بنابراین ما فراموش نکنید که چقدر همه ما بحث بیش از هر یک از دیگر. که رفت به خوبی بیش از حد, اگر من بدل از “آبخوری” به “یکی که بچه ها/حیوانات خانگی به طور مداوم اجرا شود.” که خوب بود.

من هنوز هم حفظ کند که من یک زوم فرد است. من یک گوشی فرد, یا, و من تا به حال چهار به علاوه دهه به کار بر روی آن است تا شاید من گریزی به ویدئو کنفرانس اجتناب ناپذیر بود. اما من کار بر روی آن هستم بهتر است. که باعث می شود من احساس به عنوان اگر من ممکن است قادر به تحمل 2020 بعد از همه.

من شما را در زوم. اما ترجیحا اگر ما می توانیم از آن جلوگیری کنیم.

کاتلین مورفی یک نویسنده مستقل است که زندگی و کار در دولوت. نوشتن برای او در [email protected]

tinyurlis.gdu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>