سگ زرد مرا به جنگل. او می داند که دنباله هست.

آن را یک ساعت بعد از طلوع خورشید در ارتفاع از تابستان است. نور خورشید می آید اریب از طریق سنبه قدیمی و استقبال قهوه ای چشم Susans در سبزه زار. آهنگ گنجشک دارای جلو از جایی در موضع birches که در آن او همیشه به نظر می رسد.

هیچ کس دیگری در اطراف خود جز یک دوچرخهسواری کوه که می گذرد تقریبا در سکوت پشت سر من در یک دنباله. او هم می داند که شادی از در حال حرکت را از طریق جنگل هنگامی که روز جوان است. یا شاید او فقط سرقت سوار قبل از روز کاری آغاز می شود.

من آن را قبول خواهد کرد: من معتاد به بودن در این نور کم ساعت. سگ زرد می آید با آن دست دوم, اما من فکر می کنم او رو بیش از حد.

آن را فقط اذوقه و نوشابه نور در ساعت یا تا فراتر از سحر. این تصور که به جز دور زمزمه لاستیک روی آسفالت و شما ممکن است فکر می کنم شما تنها آنهایی که scuttling در اطراف این سیاره است.

من نیاز به هیچ earbuds, لوله کشی موسیقی به گوش من. این ovenbirds و veery thrushes و پیکور گنجشک ها من لیست پخش. سفر این آشنا مسیرهای پیاده روی من تماس بگیرید تا خاطرات بسیاری از دیگر صبح زود rambles — رابین با درخشان نارنجی کوه خاکستر بری در آن منقار یک غاز کانادا بانکی کم سربار توسط برکه سگ زرد سیفون کل خانواده ruffed باقرقره از بیشه.

اما چیز دیگری اتفاق می افتد در این پست-طلوع sojourns بیش از حد. شاید آن چیزی است که در مورد آرام در حال حرکت در امتداد راه سرد نهفته پایین در زمین است. همه آن را باید چیزی در باستان ماده خاکستری طبقه بالا. تازه و غیر منتظره افکار متلاطم به سطح.

امکانات جدید پرواز. ایده ها متولد می شوند. مشکلات شده اند که کمین در گوشه ذهن من به طور ناگهانی به نظر می رسد که راه حل معقول. گزینه های که به نظر نمی رسد مشي قبل از در حال حاضر به نظر می رسد کاملا مناسب است.

این است که چرا ؟ آنچه در آن است در مورد در حال حرکت از طریق unpeopled جنگل به زودی بعد از سحر که باز می شود در یک چشم به الگوهای جدید ،

ما ظهر ذهن به هم ریخته با لیست و فرو رفته در آشنا الگوهای به نظر می رسد برای حفظ پیشرو ما را همان بن بست خرگوش warrens. اما در rarefied نور از صبح زود خود را از ذهن به نظر می رسد برای باز کردن تمام ظروف به تازه فکر می کردم. محدودیت دیگر آشکار است. تازه انتخاب به سادگی به نظر می رسد.

پیاده روی را از همه برتر دنباله پیاده روی بعد از این تابستان ؟ چرا که نه ؟ دست و پا زدن مرز مسیر به دریاچه سوپریور دوباره ؟ اطمینان حاصل کنید. حرکت به کانادا ؟ فرانسه ؟ سوئیس? مردم شما می دانید.

در میان این باز floodgate از پتانسیل مسیر من توقف در یک آشنا پرتگاه مشرف سرسبز و دره های دور یک گورستان بزرگ آبی برای همیشه از دریاچه سوپریور.

من نشستن برای برخی از زمان. سنگ سرد است. هوا به نظر می رسد تازه و پاک. سگ زرد دور آب باران است که جمع آوری شده در یک افسردگی در سنگ.

این زنده بودن امروز دوباره — چه یک معامله خوب است.

سام کوک یک نویسنده مستقل برای اخبار تریبون. او را در رسیدن به cooksam48@gmail.com و یا پیدا کردن خود را در Facebook صفحه در facebook.com/sam.cook.5249.

tinyurlis.gdclck.ruulvis.netshrtco.de